گ
جوک

یکی از فانتزیام اینه که
یه روز که تو چادرم کنار جوب زیر پل قطار نشستم و دارم از دندون حیون های که شکار کردم براخودم گردنبند میسازم بعد یه مسافری یه روزنامه باطله (ترجیحا برا 10 سال گذشته)بندازه منم برم ور دارم بخونم همین طور که میخونم برم اسم کسایی روبخونم که تو قرعه کشی بانک قبول شدن بعد یه دفعه اسم خودم روببینم که 100ملیون بردم اما کصافطا بهم خبر ندادن که از فلاکت نجات پیدا کنم هیچی بعد سکته کنم بمیرم
خـــــــوبـــــــــ بـــــــــــیـــــــــــــد یــــــــــــه لــــــــایــــــــــــــکــــــــــــ میشه

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.