آغا رغته بودم تولد دوستم بعد از اینکه کیک خوردیم هرکس واسش یه ارزویی کرد منم رو کردم به جمعیت گفتم همه ساکت...
میخوام بهترین ارزو رو براش بکنم...
یه لحظه همه ساکت شدن ..
منم آرزو کردم ..
...
ایشالا عروسی زنت....
خودتون دیگه حدس بزنید چه بلایی سر من اومد