عاغا ما يه عمر تو محلمون راه ميرفتيم هيشكي به ما سلام هم نميكرد يه بار با دوست دخترم تصميم گرفتم از محلمون رد بشم...
همه بچه محلام:سلام آقا امير بلاخره رفتي غاطي مرغا...
دختر عموم رو به دختره:حواست بهش باشه سر و گوش امير خيلي ميجنبه..
و در آخرين لحظات بابام رو ديدم كه رو به دختره گفت:سلام دخترم خوبي....بعد رو به من:امير امشب خونه بياي از سقف آويزونت ميكنم به نفعته يكي دو روزي نبينمت....
خيلي خوش شانسم نه ؟ ميدونم.......
آخه فك و فاميل و دوست و آشناست من دارم؟؟؟؟