n
nirv@na ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
سال اول دبستان بودم,زنگ تفریح ها هیچ دانش آموزی حق موندن تو کلاس و نداشت که مبادا بچه ها از رو شیطنت وسیله همدیگه رو کش برن,یه روز من و چند تا از دوستام زیر میزا قائم شدیم و نرفتیم حیاط که ناظم خبیث ما فهمید:ما پنج نفرو کشید تو سالن حالا خطکش فلزی هم دستشه,یکی از دوستامون گلاب به روتون از ترس خودشو خیس کرد ناظم وقتی وضعشو دید گفت برو گمشو بار آخرت باشه.ولی با عصبانیت رو به ما گفت شماها امروز تا خطکش نخورین جایی نمیرین,تا ناظم رفت دفترو برگرده به بچه ها گفتم بچه ها بیاین مام ج.. کنیم(همون حرکت دوستم).چشمتون روز بد نبینه ناظم اومد دید تو سالن آبراهه راه افتاده :-))))))))))</p>

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.