از تباهی من همین بس که بچه بودم فک میکردم پدر ومادرابچه هارو از مغازه میخرن وهر کی پولش بیش تر باشه بچه های خوشگل تری میخره و.....
تازه تا کلاس سوم اینا سرمو میچسبوندم به شیشه ماشین بیرونو نگا میکردم و همش دنبال مغازش بودم تازه انتظار داشتم مث لباس در سایز ها و طرح های مختلف اویزون شده باشن^-^
( خدا قوت به همتون*-*)