فقط به این امید زندم که پاییز وقتی آنفولانزا اومد بره دیدن کرونا بعد درمورد کشته ها و مبتلا ها حرف بزنن کرونام بگه
_هه من خیلی بیشتر از تو کشته دادمو هنوزم هیچ واکسنی برام درست نشده تو چی میای یه دونفر میگیرن و آخرشم خوب میشن میرن دیگه دوران تو تموم شده پیری
بعد آنفولانزام عصبانی میشه میگه
_تو وقتی داشتی توی پوشکت طرح میزدی من داشتم آدم میکشتم اونوقت تو تازه به دوران رسیده به من میگی پیر؟
بعد باهم دعواشن میشه آنفولانزام یه چاقو از توی جیبش درمیار و میزنه به کرونا کرونام داااد میزنه و همسایه های باکتر هم میشنون و زنگ میزنن پلیس
پلیسام میان میبینن که کرونا روبه موته بعد تا آمبولانس میاد کرونا جان به جان آفرین تسلیم میکنه و آنفولانزام به دلیل قتل عمد اعدام میشه مام راحت میشیم=|