ص
صلوات بفرست ۵ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم ک کلاس هشتم بودم ی همکلاسی جدید داشتیم که خیلی خرخون بود.
آقا این که اومد من دیگه از چشم معلما افتادم.
چند باری دیدم میره جلو مدرسه دخترونه با ی دختره میگرده یروز کمین.کردم وقتی با دختره بود شروع کردم بزنمش)میزدم ها( هی داد میزدم مگه خودت خار مادر نداری بی ناموس چرا مزاحم این خانم شدی.
آقا چشمتون روز بد نبینه یهو جهان ب چشمم تیره شد)دختره با کیفش زد تو سرم(یهو جمعیت گفتن عجب دختر بی حیایی پسر طفلکی رو زد.
بعد دختره دست پسره رو گرفت بلندش کرد گف داداش خوبی? پسره هم اره ابجی ب مامان بابا بگو زمین خوردم.بعدشم رفتن ی ماشین. وایساد سوار شدن رفتن.
بعد اون دیگه از چشم همکلاسی ها هم افتاد�
من اینجور عقده ایم فاصله بگیرید.

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.