من نامزد بودم خانواده شوهرم می خواستن بیان شام خونمون
منم گفتم بذار غذارو من بپزم خودمو نشون بدم
خورش کرفس گذاشتم ،فقط چون مادرم برگ کرفسو خشک می کنه میذاره من اشتباهی برگ ثنا ریختم جای برگ کرفس
شامو که خوردن صف بستن جلو در دستشویی
اولین بارشونم بود ک میومدن خونمون
پدر شوهرم بنده خدا دلشو می گرفت می گفت یهو نمی دونم چیشد ،من که همیشه یبسم اصلا تکون نخوردم فقط یکم دلم پیچ خورد
اما بقیه داغون بودن
دستشویی ماهم تو پذیرایی بود
صدای اسهالشون میومد تو خونه :)))
خلاصه نگم براتون دیگه اوضاعی بود
بعد از گذشت سالها هنوزم تو خانوادشون سوژه هستم...
#just copy