دخترایی که داداش ندارن میدونن چی میگم ما که داداش نداریم همیشه عقده اش باهامونه
ما کلا سه تا دختریم اولی پردیس دومی سارا ته تغاریم که منم*-*
منو مامانم داشتیم صحبت میکردیم بحث رف سر اینکه چرا من داداش ندارم؟ بعد مامان یهو گف : اصن ای کاش پردیس پسر میشد فرزند ارشد خانوادس:) من گفتم: نخیرممم سارا باید پسر میشد چون ویژگی هاشونو دارع کلا خیلی نمکدونه همش به همه تیکه میندازه از همه مهمتر رابطش با تو خوبه و مامانیه و پایه کلکلای منم هس*-*
مامانم گف اره بعد یهو نمیدونم چیشد گف: نه که فردا تعداد دوس دختراش از دستش در بره هی رنگ به رنگ دوس دختر عوض کنه؟ یهو بغض کرد که هی دخترا عاشقش شن اونم دلشونو بشکنه بعد نفرینش کنن؟؟ اصن من پسر نمیخوام! اصن سارا غلط کرده پسر شه و در همین لحظه سارا از کلاس زبان برمیگرده و مامان خیلی شیک و مجلسی در حالیکه به ارش کمانگیر گفته زکی مگس کش معروف فیروزه ایشو پرتاب میکنه سمت سارا : چطور دلت اومد با احساسات دخترا بازی کنی هان؟ اصن منکه میدونم تقصیر رفیقایه نابابه نه اصن بخاتر اینه که خوشتیپی هی دخترا میچسبن بهت اصن تو غلط کردی پسر شی :/
سارای بدبختم دهنش باز مونده بود)بعد از تیراندازی مامان دستش نابود شد^-^(
منکه ترکیدممممم�
مامانمو دیوونه کردیم. نه خداوکیلی مامانه من دارم؟؟؟ قراره تو مسابقه بهترین تیرانداز پشع کشی شرکتش بدم*-*
ملت دنبال نیمه گمشدشونن من دنبال داداشم:|