جوانی سر از رأی مادر بتافت
دل دردمندش به آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد
که ای سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروی حالت نبود
مگس راندن از خود مجالت نبود؟
تو آنی کزان یک مگس رنجهای
که امروز سالار و سرپنجهای
تلخند: چرا اینقدر توی جوک هامون به پدر و مادر هامون بی احترامی میکنیم؟
واقعا کسی تا حالا دیده یا شنیدهکه پدری حتی فکرش رو بکنه که بچه اش رو از خونه بندازه بیرون؟؟؟!!!!
جوکش هم بده خیلی بد
متاسفم برا خودمون، گند خنداندن رو هم در آوردیم