یروز حیف نون داشته تو کوچه راه میرفته
بعدش رو زمین یه مقدار گه میبینه!
ولی نمیدونه چیه رو زمین. با انگشتش یه ذره از اونو میزاره دهنش مز مز میکنه
میگه فک کنم ماسته!
بعدش یذره دیگه میخوره میگه نه شکلاته!
اینبار یه قسمت بزرگ تر ازشو میخوره. میگه ای وای اینکه گوهه!
خدارو شکر پامو روش نزاشتم کفشام نو بود.. |: