ا
الهام123 ۷ سال پیش
جوک

اقا رفته بوديم خونه مامان بزرگ پدري سمنو درست مي كردن بعد دخترعموگفت كه بريم تواتاق ممنوعه بادوست پسرش بحرفيم وسيم كارت مامان بزرگو پيدا كنيم اقا رفتيم منتطر اينيم كه ساعت 3بشه اقا ازسركاربيان بزنگيم بعدش اتاقو بهم ريختيم كه سيمو پيداكنيم هيچكس هم ازما خبرنداشت اروم همه جارو بهم مي ريختيم كه تلفني رو ديديم به زور به برق وسل كرديم ويه بووويي اومد رنگ من كه پريد اونم فشارش افتاد بعد ازپنجره بيرون پريديم اخه همه تو پزيرايي بودن بعد فهميديم كه سمنو سوخته بوي اونه نه تلفن سپيده زنگيدوكلي حرفيد رفتيم تو كمد خابيديم مامان بزرگ اومد دره كمدو بازكرد ماهم مسلا خودمون روبه موش مردگي زده بوديم اونم متوجه ما نبود يه دفعه سپيده يه تكوني خوردو توچشماش نگاه كرد مامان بزرگ ترسيد قاطي كرد ما2تا دخترو جلو اون همه مهمون با لگد انداخت بيرون
من:(((((
سپيد:((((((((
پسرعمو:))))

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.