م
من تنهای تنها ۸ سال پیش
جوک

 msoud_385
کار هایی که هممون توی بچگی کردیم
1 نشستن روی چند تا سندلی (صندلی ثندلی)اونم با هم دیگه
2 مسابقه خوردن نوشابه و در آمدن گاز ان از دماق (دماغ مماخ)
3 جو گیر شدن در صورت دیدن دختر تو کوچه
4 سعی برای تعادل نگه داشتن کلید های برق
5 زنگ زدن و فرار کردن اونم با چسب
6 دوست خیالی داشتن (من نداشتم و خولی برادرم داشت اسمش سی الیکم و نان الیکم عربی نبودن ولی اسمشون رو خودش ساخته بود)
7 خود نمایی در جمع و خالی کردن باد معده و کتک خوردن از بزرگ تر ها
8ساخت سرسره با چادر (همون چادری که ننتون داشت و معلوم نبود کی خریده شده و باهاش می رفت در کوچه میوه می خرید)
9موتور سواری در صورتی که بابامون پاهاشو روی هم می زاشت
10 فحش دادن به تزریقاتی
11ریختن نمک در نوشابه ی عروسی و ول کردن در کف تالار

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.