ذ
ذوزنقه ۸ سال پیش
جوک

وقتی دارم این پست رو مینویسم بدونید 3 روز کلا از خدمت 21 ماه سربازیم مونده و فقط روحم مرده همین!
ساعت 3 و نیم نصفه شب رمضون:
آموزشی تو عجب شیر آخراش بردن مارو اردوی صحرایی
ی اکیپ کامل از بالا اومده بودن برا بازدید
از شانس هم منو انتخاب کردن سوال پرسیدن مام نخبه روزگار
گفت تو عینکی هستی و بنظر باهوش میای .. ژکوند لبخندی هم بود همراهش
بالاخره سوالش این بود ک بار مبنای ژ - 3 چی بود؟؟
منم جواب رو نمیدونستم اینورو نگا کن اونورو نگا کن.. یکی از درجه دارا با دستش عدد 3 رو نشون داد و منم نه گذاشتم نه برداشتم، گفتم: 3 کیلو =) با اعتماد بنفس زلاتانی
ب فرمانده گروهانمون نگاه کرد و ی سری تکون داد و از ارزیابی کلی دوره 10 نمره بخاطرم کسر شد
حالا درد جلوس بابا...
بعد اینکه اینا رفتن موقع غروب بود ک گروهانو ب صف کرد و گفت بدون پوتین پابرهنه ، ی سوت گرفت دستش فرمانده و گفت بچه ها میدونین این چیه؟ شیپور وحشت...
با هر سوتم میرین بالای تپه پابرهنه و دومین سوت 10 ثانیه ای پایین تپه هستین.
سوت اول برو
سوت دوم بیا
- بار مبنای ژ - 3 چنده آقای فلانی...
+جناب سروان سیصد تیر
- نخیر 3 کیلو
سوت1
سوت2
بار مبنای ژ - 3 چنده؟ 3 کیلو نه ه ه ه ه ؟؟؟ :/
سوت 1 سوت 2
روال در حد 30-40 بار تکرار شد راحت
فرداش دیگه از شدت کوفتگی نمیتونستیم رو پا وایستیم...
تنها دستاوردم از خدمت :
مشهور ب مسئول چای و 3 کیلو :)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.