f
faeze ۸ سال پیش
جوک

این ترم کلاسهام تو دوتا دانشکده برگزار میشن و چون یکی از دانشکده ها وسط شهر و من متنفرم از رانندگی داخل شهر ماشین میذارم تو پارکینگ با تاکسی میرم
تو مسیر من یه آقایی کنار خیابون کتاب میفروشه منم که معتاد دست خالی بر نمیگرد�
حالا این هفته کلاس تموم شد دیدم اااا چه کتابهای خفنی داره یه 5-6 تایی برداشته بودم حس کردم یکی باهام حرف میزنه (هندزفیری تو گوشم بود) نگاه کردم دیدم دانشجومه
دانشجوم: استاد این همه کتاب برای چی میخرید
من: کتاب برای چی میخرن؟
دانشجوم: دکور؟
من@-@
حالا خریدم تموم شد آقاهه یه کتاب بیشعوری اشانتیون داد
من: وای ممنون ولی دارمش
آقاهه: اشکال نداره بدبد به دوستاتون
دانشجوم: یعنی میفروشید به دوستاتون؟
من0-0
اقاهه:/
دانشجوم:)
فقط اقاهه بهم گفت خدا صبرتون بده
دانشجو مملکت ما داره؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.