ک
کرکس تنها ۹ سال پیش
جوک

ببخشید این فانتزی یکم طولانیه این قسمت اولشه
یکی از فانتریام اینه
که عاشق دختر پولدار شهرمون بشم اونم از من خوشش بیاد بعد با مادرم بریم عروسش رو بیاریم در حالی پدر زنم بگه ببین پسرم دخترم فقط ماهی یه تومن پول پاستیلشه
یهو دختره بگه پدر دیگه از پاستیل خوشم نمیاد شوهرررررر میخاممممممممم�
پدرش بگه اما دختری که پاستیل نخاد خیلی ترسناکه
من بگم اما نه به اندازه ی دختری که موهاشو کوتاه کرده باشه
مادرم نه به اندازه ی مادری که چشم به راه عروسشه.
دختره: نه به اندازه ی دختری که شوهرررررررر بخاد ولی باید بترشه.
پدر زنم بگه لایک ولی اینجا تلگرام نیست یکم واقع بین باش دختر�
دختره افسوس صد افسوس دل بردی با نگاهت از دل بی گناهم چه ساده
من نگاهت همچون دریا ٬ غرق شدن در آن را خوب بلد�
پدر زنم در حالی که عصبانی بشه بگه یا الان از خونم میره بیرون یا ...
بگم خونه ی من چشمای دیوونه توست٬ کجا برم که تو همه جا مث خون در رگ هایم جریان داری
دختره: شوهررررر میخا�
من در حالی سیگار برگمو در میارم بگم قسمت نشد این دل دیوونه به سامون برسه/ قسمت نشد دست تو توی دستام آروم بگیره / قسمت شد دنیا منو از تو جدا کرد / دل تنهای منو از قبل تنهاتر کرد
پدر زنم در حالی که با دستمال اشک هاشو پاک می کنه بگه
داماد از تو خوب تر کجا پیدا کنم / تو همچون قندی شکری آبنباتی. داماد گلم منو ببخش.
من در حالی به افق خیره بشم بگم دیره خیلی دیره / داماد رفت از دس
دختره نه من بی تو میمیرم نه نروووووووووو بمون با دل تنهام نه نرووووووو
من در حالی که با دستمالم اشکمو پاک کنم بگم دنیا نخواست منو تو بهم برسیم / دنیا نخاستتتتت فدای خنده هات بشم / دنیا نخاستتتتت تو آغوش تو جان بدم / دنیا نخاستتتت ....

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.