A
AM00-Hosein ۹ سال پیش
جوک

تولد شایان خواهر زادم بود آبجیم گفت دوستاتو دعوت کن ماهم که بی اکیپ تکون نمیخوریم گفتم دخترم توشونه ها گف باشه. خلاصه روز تولد بچه ها اومدن و فک وفامیلم جمع شدیم وسط تولد حسنا(آبجیم) گف بیا آشپزخونه من رفتم دیدم با مامانم وایسادن حرف میزنن یا خدا باز چی قراره بشه نميدونم. یهو حسنا گفت حسین تا کی میخوای ول مجرد بگردی ها؟
من:حسنا ول کن تروخدا بابا من زن نمیخوام تو چرا همش گیر ميدي
حسنا:غلط کردی،ميگم حسین این سهيلا خوشگله ها همکلاسیتم هس باش حرف بزن�
مامانم:نه سهيلا هم مثل خودش زیاد اسگل بازی در مياره بچشون ناجور در مياد.من در اون لحظهo_O
حسنا:خوب زهرا خوبه ديگه دختر ساکتیم هس
مامانم:دختر مردم ماشالا به این خانمي میخوای بدبختش کنی؟؟
حسنا:آخ راس میگی (یعنی مهر و محبت موج مکزیکی ميره ها)
حسنا یهو گفت خوب شهين و بگیر (شهين خواهر شوهرشه)
من:حسنا ول کن این شهين و بابا اون 180وزنشه 80مستقیم وزن دماغشه. وقتی ميره مانتو بخره ميگه چادر نیسان دارين.
حالا من داشتم همینجوری میگفتم یهو یکی از پشت گفت:خیلی بی شعوری و صدای گریه. بعله شهين خانم پشت سر ما بود رفت همشو به شاهین دومادمون گفت اونم دو روز با موتور دنبال میکرد.
اینم از زن گرفتنشون واسه ما-_-

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.