f
faeze ۹ سال پیش
جوک

دوران دانشجویی یه استادی داشتیم خیلییییییییییییییییییییی پایه یه روز امد سرکلاس شروع کرد به درس دادن
پنجره کلاسش باز میشد رو به کوههای بیرون چون اوایل بهار بود کل تپه ها و دامنه کوهها پرشقایق بود منم که عشق طبیعت (بز درونمه دیگه) زل زده بودم بیرون یهو یه صورت جلو روم ظاهر شد جوریی ترسیدم چسبیدم به سقف
من 0-0 خووو استاد سکته کردم ماژیک پرت کنید این حرکتها چیه اخه؟
استادم:دیدم بدجور غرق فکر خیالی گفتم نکنه خیالاتت خاک برسری باشه گفتم بترسونمت حالت سرجاش بیاد
من:فعلا که جونم در رفته
استاد: حالا تصوراتت هندی بود یا امریکایی؟
من 0-0
پچه ها:)
من: نخیرم داشتم فکر میکردم حیف این هوا نیست ما بشینیم سرکلاس
استاد: خب چون دلت میخواد تعطیل بزنید به دشت و طبیعت
هرجا هست سلامت باشه که انقدر هوای دل دانشجو جمالت داشت

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.