m
morphine ۹ سال پیش
جوک

عروسی پسر خالم بود.منم گفتم بذار یکم متفاوت باشم.واسه همین موهامو طوسی خیلی خیلی روشن رنگ کردم.( چون موهام لخته چیز خفنی از آب درومد )توعروسی هم حضور بسیار فعالی داشتم!!!!!.به طوریکه تاموقع شام اصن ننشستم.ترکوندم خلاصه....یه هفته بعد داشتیم با فامیل فیلم عروسی رو نگا میکردیم.رسید به اون قسمت که چراغارو خاموش کردنو رقص نور گذاشتن.یهو مادر بزرگ بنده گفت : عه...این شبرنگه کیه این وسط? ( شبرنگ به خاطر رنگ موهام:-(:-(:-( ○ _ 0از اول عروسی اون وسطه! !!!!!دختر خالم گفت:آره. اتفاقاً هر وقت که چراغارو خاموش میکردن ومن رامو گم میکردم یه نگا به اطرافم میکردم.وقتی موهاشو میدیدم میفهمیدم کجام!!!!!!من صدامو صاف کردمو اهم اوهوم!!!!!!کردم بلکه متوجه شه...برگشت سمت منو یه نگا به من کرد یه نگا به تلویزیون و دوباره این کارو تکرار کرد.بعد یه دفه جیغ کشیدو گفت:وااای میکاییل ببخشید....نشناختمت.:O:O:O:O جاااااااااااااان؟؟؟؟ دختر خاله جان، گلم تو خودت اولین نفری بودی که گفتی رنگش بهت میاد.حالت خوبه؟ مادر بزرگ گرام از شما دیگه بعیده......بقیه هم که هیچی نمیگفتنو هار هار میخندیدن.واقعا فک و فامیله که من دارم؟
اصن 666وضعی..........

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.