F
Fleur EG ۹ سال پیش
جوک

*****گریفیندور*****
فانتزی من اینه که یه گروه خطرناکی که میخوان یه قرص رو آزمایش کنن برادرم رو واسه آزمایش بدزدن . بعد منم با شال سیاه ، مانتو تنگ چسبون سیاه ، ساپورت سیاه و چکمه های سیاه تا زیر زانو برم دنبال داداشم ولی دیگه کار از کار گذشته و داداشم واسه 5 ماه از دنیا محو میشه . بعد در همون حال یه گروه آدم خوبا که رقیب گروه خطرناک هستن منو پیدا کنن و منو تعلیم بدن . بعد 5 ماه به پایگاهشون حمله کنیم و برادرم که حالا به زمین برگشته رو نجات بدیم . بعد یهو رئیس آدم بدا در حالی که لت و پار شده و خون از سر و صورتش میچکه خنده ی مضحکانه ای بکنه و بگه : هه هه الان با بمب های ساعتی ای که همه جا نصب کردم همه رو به فنا میبرم .
و بعد یه دکمه ی قرمز رو بزنه و همه بریم رو هوا
.
.
.
.
.
خب فانتزی خوبی بود آخرشم مردم ^____^
اگه بالای 100 تا لایک بخوره داستانش میکنم میذارم اینترنت با اسم آزمایش
:)

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.