^
^_^ ۱۰ سال پیش
جوک

آقا یروز دوست بابام(آقای ایکس) ازش خواست جاش مغازه بمونه تا اون بره دنبال دخترش
بابامم قبول کرد ، همون لحظه مشتری اومد و بابام چون قیمت رو نمیدونست رفت سریع آقای ایکسو صدا کنه که تا نرفته بیاد این مشتری رو راهی کنه
بابام رفت بیرون مغازه دید یه ماشین داره دور میزنه
اون شب بارونی بود و شیشه ماشین بخار زده بود بابام اشتباهی برای یه آدم دیگه ای دست تکون داد و اشاره کرد که بیاد
خلاصه اون یارو فک کرد چه اتفاقی افتاده و ماشینشو پارک کرد اومد پیش بابام که ببینه چرا دست تکون داده
اون آقا داشت میومد تو مغازه که آقای ایکس اونو دید و فکر کرد مشتریه
سریع اومد و گفت آقا چیزی میخواستید؟
اون آقا هاج و واج موند
بعد اون مشتری که تو مغازه بود فک کرد که اون آقا صاحب مغازه هست و بهش گف :آقا این قیمتش چنده؟
بابام میگه قیافش دیدنی شده بود...بنده خدا نمیدونست چیکار کنه

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.