H
Hamideh-k1010 ۱۰ سال پیش
جوک

یه شب حدودأ ساعت 3بود منم توخواب عمیق بودم، یدفه حس کردم یه نفر سرشوگذاشته رو دستم و بادستش داره آروم صورتمو نوازش میکنه،چند ثانیه یه بارم آروم دستمو بوس میکرد...
یعنی عین سگ ترسیده بودم آخه تا جایی که یادم بود توخونمون خوابیدم،از ترس نفسم بند اومده بود، به خودم میگفتم وقتی مثه خرس قطبی میخوابی همینه دیگه ،میدزدنت نمیفهمی ،گریم در اومده بود میگفتم خدایا من تو بغل این یارو چکار میکنم، که یدفه...
چشامو باز کردم، بله کسی نبود جز داداش گودزیلام
نصفه شب غلت زده اومده پیش من بعد منو با مامانم اشتباه گرفته بوده
حسابی کتکش زدم والا ده سالشه خجالت نمیکشه پسر که انقدر لوس نمیشه، من همسن این بودم بیخیال همین انقدر لوس بودم خخخخ

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.