رفتم مدرسه ابتدایی ،برای داداشم مرخصی بگیرم نشستم تو حیاط تا معلمش بیاد،
حوصلم سر رفت اومدم تو سایت فورجوک ،داشتم پستارو لایک میکردم که یدفه صدای چندتا پسر بچه رو شنیدم ،نگاه کردم دیدم از پنجره کلاس دارن منو نگاه میکنن ،منم سرمو کردم تو گوشی و بهشون توجه نکردم ،حالا حرفای گودزیلاها به من :
اولی با صدای بلند :جییییگر کجارو نگاه میکنی منو نگاه کن
دومی :خوشکل من بالارو نگاه
سومی :بچه ها هندزفری توگوشش نمیشنوه
بازم اولی :نه بابا این خوشکله افتخارنمیده
من @_@
بازم من o_O
اینجانب با 20سال سن جای مادر این بچه ها هست�
حالا معلمشون با 26سال سن ،سرشو بالا نمیاورد وقتی صحبت میکرد