هوبرت بچه نه ساله ای بود که برای معالجه نزد من آوردند.پدر و مادرش"نکبت"صدایش میکردند و در مدرسه درجه"مطلقا کودن"داشت.چهار درمانگر تا آنموقع او را جواب کرده بودند و دوتا از آنها بعد از سروکله زدن با او حرفه ی روان درمانی را رهاکرده بودند و به کارهای کم استرس تری روی آورده بودند، یکی رام کننده شیر شده بود و دیگری بازرس مخفی مواد مخدر.درواقع او هم یک بیشعور بود.
قسمتی از متن کتاب "بیشعوری"نوشته خاویر کرمنت