د
دختر اصفونی ۱۰ سال پیش
جوک

واسه کار آموزی وفته بودم بیمارستان استقرارم کردن تو بخش واکس
روز اول که کلا مگس پروندیم
روز دوم یه نی نی ناس اوردن شیش ساله ;| بهش گفتم چه دخدر خوشگلی
اسمت چیه؟
گف حنا.هه..چی میگی خوشکل باو نتعریف وقتی میخای خنجر بزنی هه
گفتم نه عزیزم یه واکسن کوچولو عه
گف ببین مشتی ما مار دیدیم از ریسمون سیاه و سفید میترسیم تو تنت درد نکشیده بفمی کوچیکم درده
داشتم دستشو اماده میکردم گفتم حواسش پرتشه پرسیدم حالاگفتی اسمت چی بود؟
گف حنا شاخم هه (نو پی وی =بلاک )
همونجا واکسنو زدم به خودم گفتم بزنم بش عصبی میشه
من o.0
چنبار دفتر چه ش رو چک کردم ببینم چند سالشه اخه شیش سالو این بحثا
اینا اخرین نسلا گودزیلاهان که خطر ناک شدن
من تو اون سن فقط باز تلفن زنگ میزنه رو بلد بودم والا
نگار وحشت زده o.0

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.