ديشب ساعت 11 به دختر كوچيكم گفتم: بيا بريم بخوابيم ديگه.
ميگه: من خوابم نمياد.
گفتم: نه خير. همين كه گفتم.
زل زده توي چشمام، دستاشم زده به كمرش!!!!!!!!!
ميگه: يادت باشه تو رئيس خونه نيستي. تو اينجا فقط آشپزي!!!!!!!!!!!!!!!!
.
.
.
.
.
من رفتم خودمو خودكشي كنم اصلاً.
اين ديگه كيه؟ بزرگ بشه چي ميشه؟ خدايا خودت به مادرشوهرش رحم كن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!