e
ehsanhd ۱۰ سال پیش
جوک

یه زمانی بچه بودم دایی و خالمو به اسم کوچیک صدا میکردم مامان بابام میگفتن زشته بگو دایی حسن بگو خاله مینا نگو مینا ، حسن...
.
.
.
.
.
بزرگ شدم و همچنان با افتخار حسن و مینا صدا میزدم....
.
.
.
.
..
..
ولی وقتی رسید که احساس غربت کردم وسط کلی غریبه اونجا بود که حتی تو لیست تلفن همراهمم خاله و دایی ذخیرشون کردم که دلم گرم شه
تازه فهمیدم چی میگفتن....
احســــــــــــــــEHSANHDــــــــــــــــــان

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.