F
Fatemeh.B ۱۰ سال پیش
جوک

چند وقت پیش داییم با دوستاش می خواستن برن بیرون دایی منم خودش رفت خوابید و ب من گفت ماکارونی بپزم در مرحله آپز کردن ماکارونیه یذره فقط ی ذره تاکید می کنم ی ذره زیادی پخت و ته دیگ دار (حدود یک ساعت و نیم )منم دیدم انگار بدم نشده همینجوری موادو زدم بهش و درشو گزاشتم و خودمو زدم بخواب دایی منم اینو برداشت برد برا دوستاش کلی هم قبلش قیف اومده بود ک خودش غذا رو پخته اون ماکارونی هم ک افتضاح شده بود دوستاشم خوردنو کلی فوشش دادن
با اینکه ب نا حق کتک خوردم ولی ارزششو داشت ابروی ی ادم تنبل بره هاهاها
راستی پایه صندلیه بودا هنوز نتونست از تو معده ام درش بیارن
برام دعا کنید عقلم درست شه لفطن

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.