R
Reihane ۱۰ سال پیش
جوک

♥sherlock♥jung il woo♥
با خانواده جاتون خالی رفته بودیم مسافرت که وسط راه برای صرف ناهار(ادبم تو حلقتون)پیاده شدیم رفتیم تو یه رستوران کلاس بالا:|
تا این جا اوضاع خوب بود که بابام گفت چی می خورین؟ مامانمم بنده خدا هی قاطی می کنه کلماتشو همیشه سوتی میده:]
برگشت با صدای بلند و مثلا باکلاس گفت:
من چنگک می خور�
ما:o_0 o_O 0__0
مامانم : شیرجه؟=|
ما: @___@
مامانم: چنگه؟ =/
ما:#___#
بیچاره آخرشم نتونست بگدش:))
بعدها کاشف به عمل اومد منظورش "چنجه" بود=|
من که به صورت آهسته هنگامی که همه داشتن ریز ریزکی در و دیوار و گاز می زدن از رستوران در رفتم:]

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.