داداشم اندازه 5 کیلوووووووووو ریش گذاشته بود بعد با اسرارهای مامانم و دوستاش راضی شد اینا رو بزنه .بعد با ماشین ریش تراشی داشت میزد تا نصف های صورتشو زده بود که یهویی برق رفت
ما دراون حال (((((((((((((((:
بعد خواست کارش با تیغ خواست کارش انجام بده که تیغ ندااااشتیم
حالا از اون طرف هي دوستاش بهش زنگ میزدند که بیا سر قرا چرا نیومدی از این حرفا .
باز ما دراون حال (((((((((((((((:
خودش ): /: