آغا!این خاطره ای که واستون تعریف میکنم واسه شوهرمه(فهمیدین منم متاهلم یا بیشتر توضیح بدم؟)واسه دوران دبیرستانش.
یه روز تولد همکلاسی شوهرم بوده اینام بعد مدرسشون میرن تویه کافی شاپ و شروع میکنن به خوردن.بعد که اون شکم مبارکو پر کردن رفتن تویه پارک و این دوست شوهرم که تولدش بوده یه گیتار آورده بود و یه آهنگی به سبک فلامینکو(یه سبک کلاسیک اسپانیاییه.اونایی که گیتار بلدن میدونن چی میگم)میزنن و شعر میخونن.اگه گفتین چی؟جان من یه حدسی بزنین.نه بیخیال خودم میگم.داشتن شعر یه توپ دارم قلقلیه میخوندن:|آخه با این سن:|با چنین سبکی:|چنین شعری:|یه دیقه فک کن با آهنگ جیپسی کینگ شعر یه توپ دارم قلقلیه بخونی:|(این تبلیغ نمیشه آهنگه رو همه میشناسن) بیش از 15 سال داشته هاا
شوهره خل و چله من دارم؟ :|