امتحان عربی بود و دوستم متقلب...و درس نخون...( امتحان ترم بود)
یه ردیف اون ور تر من نشسته بود و سر امتحان عکس موبایل روی ورقه اشو نشون میده..ینی این به عربی چیه؟
منم با لب هی میگم جَوّال...جَوّال....کلی هم حواسم به مراقبا بود که نفهمن...من زود امتحانمو دادمو دم در هی بازم بهش لبخونی رسوندم...
خلاصه امتحان تموم شده اومده سراغم بهم میگه این شَوّال...شَوّال چیه به من هی لبخونی می کنی؟ آخه به تو ام میگن دوست؟ بیس پنج صدم نمره امو از دس دادم اَه...دیوونه شَوّال ماه قمریه می فهمی خنگ خدا؟ من o_O
منو میگی داشتم آسفالتای کف حیاطو گاز می زدم از خنده...
چند نفر کنار دستمون هم که غش کردن....
نمی دونم چطوری باخنده بهش حالی کردم که من بهت درست رسوندم!
من :-)
رفیقام ^_^
جَوّال o_O
شَوّال :-)