ب
ببولی ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بچه که بودم یه تلفن هایی بود که باید سکه میذاشتی داخلش بعد که زنگ میزدی و طرف گوشیش رو برمیداشت باید دکمه رو میزدی تا وصل بشه آقا منم رفتم ویدئو کلوپ که یه فیلم قشنگ ایرانی کرایه کنم چون تعداد فیلم ها زیاد بود با تلفن سکه ای زنگ زدم خونه وقتی بابام گوشیش رو برداشت من فکر کردم وصل شده ( آخه بلد نبودم طرز استفاده تلفن رو فقط دیده بودم که سکه میزارن داخلش ) بابام هم فکر کرد مزاحم تلفنی هست حرف نمیزنه هی فحش میداد منم اون طرف خط گریه میکردم میگفتم بابا چرا به بچت فحش میدی.........
نخند عزیزم یه همچین بچه ساده ای بود�
لایک: یه بچه نفهمی بودی......;-)

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.