#
#بهـــــار ۱۰ سال پیش
جوک

سحر گیر داده بود ب من بهار برام ریمل بزن^_^
منم قبول نمیکردم یعنی مامانم گفت نزن براش…
خلاصه این دختر کل روزو جییییغ میزد و گریه میکرد(کلا زیاد گریه میکنه از دستش عاجزیم)
آخرش مامانم ک سر درد گرفته بود از دستش گفت ریملو بیار بزن سرم رف…
عاغا اومدم براش بزنم هرچی بش میگفتم سحر پلک نزززززن هی پلک میزد
نیم ساعت طول کشید تا ریملو زدم
بعد این همه جون کندن هنو ی دقیقه نشده جلو چشمای من چشاشو مالید ریمل پخش شد دور چشمش×_×
من:سحررررررررر ×_×
سحر:هاچیه؟خو دوباره بزن زورت میاد؟؟؟ایییش یه ریمل میخاد بزنه هاااا لوووس اصنشم قهرم^_^
منO_o
بازم منO_o
مجددا منO_o
الله اکبر از دست ایناااا
O_o
o_O
O_o
o_O

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.