اغا یه خاطره توپ دارم واستون.
حدودا ده سالم بود.برای اولین بار بابام بهم گفت برو نون بگیر.منم که تا حالا نون نخریده بودم گفتم باید چیکار کنم؟
گفت:برو تو صف وایستا هرکی که اومد بگو نفر آخر منم.
اغا منم قبول کردم و رفتم.
تو صف بودم که هرکی میومد بهش میگفتم نفر اخر منم.
خلاصه نوبت من رسید و نونارو گرفتم و میخواستم برم که حدودا ده نفر باهم دعواشون شد که من بعد از اون بچه بودم و الان نوبت منه.
اونجا بود که تازه فهمیدم چه گندی زدم و مثل موشک شهاب در رفتم.