ف
فاطمه... ۱۱ سال پیش
جوک

مامانم داشت سبزی پاک میکرد بهش میگم اینا از اون سبزیاس که من دوس ندارم میگه گوسفندا انقد اینارو دوست دارن تعجبه تو دوست نداری...
خودشم اصلا نمیخندید لحنش کاملا جدی بود...
داییم از اون طرف میگه:گوسفندی گوسفندی اما نگو نگو نه...
منم با خنده گفتم:حلال زاده به داییش میره...
داییم باخنده:نزار دهنمو باز کنم از کدوم راه سر راهمون اومدیا...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.