مادرشوهرم اینارو واسه نهار دعوت کرده بود�
سفره که پهن شد غذا رو آوردم یه دفعه گیدورا کوچولوم ( مدل 92 دو سالشه ) نشسته سرسفره میگه وای مامان چه غذای خوشمزه ای ! باورم نميشه ! خیلی عجیبه ! از تو بعيده!
من : ⊙۰⊙
مادرشوهرم : ♡۰♡ (نوه گللللم )
بازم مادرشوهرم: ^-^
گیدورا کوچولو : *-*
هیچی دیگه اومدم دنبال افق بگردم گم شدم