اعتراف میکن�
طفل که بودم واسه عیدا که ماهی قرمز میگرفتیم چشم بقیه رو که دور میدیدم دستمو تا آرنج میکردم تو تنگ ماهی بعدش ماهیه رو میاورم بیرون آب وقتی که دیگه داشت أشهدشو می خوند دوباره شوتش میکردم تو آب:))
.
.
مریضم خودتی من میخواستم قدر زندگی رو بش بفهمونم خیلی سرکش شده بود بی تربیت!
تازه سر سال تحویلم ملق نزد:((
بهله یه همچین دخدریم من!
گفتم که در جریان باشی لایک نزنی چه بلایی سرت میاد ^_^