] NEGAR [ ۱۱ سال پیش
جوک

داشتیم با زنداییم واسه دختر داییم که تو مدرسشون جشن دارن کاردستی درست میکردیم. فوم نارنجی کم اومده بود ، موندیم چیکار کنیم! مامانم گفت الآن میگردم یه چیزی واستون پیدا میکنم. رفت بعد از چند دقیقه از تو اتاق اومد بیرون ، گفت : پیدا کردم. برگشتم دیدم قیچی تو دستشه و شال منو از وسط قیچی کرده . هردوشون خیلی هم خوشحال بودن از اینکه یه چیزی پیدا کردن در حالیکه من کاملا دپرس شدم . چی میشه گفت !

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.