خونمون ویلایی بود یادش بخیر..اومدم تو کوچه پسرم توپ بازی کنه درحیاط باد زد بسته شد...
از اقای همسایمون کمک خواستم که نردبون اورد پسرش بره بالا پشت بوم از تو حیاط درو باز کنه ..می خواست نردبودن وبرداره که من با دلواپسی گفتم ...بر ندارین تا پسرتون بیاد پایین..
اقوی همسادمون :l
درحیاطمون:l
پسرش@_@
من :D
خانومای همساده که دورمون به سبک دهه سی جمع شده بودن :)))))))))