چ
چی بگم ۱۱ سال پیش
جوک

مامانم بیمارستان بستری بود. دکتر گفت برین ویلچر بیارین باید ببریمش سونوگرافی.
من و دادا کوچیکه رفتیم از طبقه پایین ویلچر گرفتیمو من که کخ درونم به شدت فعال شده بود، نشستم رو ویلچر و داداش هل می داد. رفتتیم تو آسانسور من سرمو انداخته بودم پایین. حالا اتفاقای تو آسانسور
زن اول: چقد جوونه چیکار شده؟
داداشم: تصادف
زن اول: آخی خدا نیاره
زن دوم: فیییییییییش اهن اخ اخ(دماغشو گرفت، گریه میکرد) خدا به مادرش ببخشش
مرد اول: از کار خدا کسی سر در نمیاره، خدایا بزرگیتوشکر جوون به این رعنایی
مرد دوم:بالاخره علم پیشرفت می کنه اینا هم درمان میشن
دادا کوچیکه: آه خدا
یعنی مثه سگ عذاب وجدان داشتم ولی چیکار میکردم؟ اگه می فهمیدن الکیه منو کتلت می کردن.
خدا کلا شرمندتم....
بخند لایک نمی خوام بخننننننند باید بخندی
*****just you laugh******

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.