@
@Labkhand@ ۱۱ سال پیش
جوک

*******خاطر دوران بچگی ********
خونه پدر بزرگ بودم که از قرار چند تا از خاله هامم اونجا بودند
که یکی از خاله ها تصمیم گرفت بره حمام عمومی بیرون
مامانم یه نگاه به منو خواهرم کرد، دید داره نکبت کثافت از سر رومون میباره به خالم گفت این دوتارم ببر حالا ما هرچی التماس به مادر که مامان تو رو خدا ما با خاله نریم حموم قبول نکرد
خاله بردمون حمام از صبح که رفتیم یه کیسه زبر برداشت کشید به من خواهرم جوری که انگار بدن ما پوست تمساح خیلی شیار درز داره الا ن باید
تمام کثیفیاش بره اونم چی به مدت دوساعت پوستمون عین لبو سرخ میشد لامصب فقط کودک آزاری میکرد بعد از کسیه کشیدن برای سر شستن مارو میزاشت وسط پاهاش بعد پاهاش قفل میکرد بهم سر آدم جوری میشست انگار داره رخت چرکای شوهرشو میشوره اونم چی با آب داغ بعد که میشست مو های سر آدم عین جنگل آموزن میشد ماهم تا میتونستیم لا دس پای این خاله آی نشگون، گازش میگرفتیمو فشش میدادیم که نگو ولی لامصب مگه حس میکر اصن انگار نه انگار
بعدم که موقع لباس پوشیدن میشد این روسری تا آخر گلمون سفت گره میزد
آدم نمیتونست اصن نفس بکش
بعد مارا یه بغل میشوند بهمون میگف وای به حالتون اگه تکون بخورید از سر جاتون دوباره میارمتون حموم دوباره میشرمتون هیچی دیگه انقد این حموم طولانی بود که ما بعد از ظهر از حموم تشریفمون میاوردیم بیرون

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.