س
سارا ۱۱ سال پیش
جوک

آقو چشمتون روز بد نبینه.ما خیر سرمون مدرسه نمونه دولتی هستیم،بعد برای همین نمرمون نباید زیر ۱۴ بشه.ما یه رفیق داریم ب اسم غزال قرار شد برگه عوض کنیم.(امتحان ادبیات میان ترم بود و معلم اجتماعی مراقب بود)
معلم هم بوی خطر رو احساس مرد و اومد درس بالا سر غزال!اما من چون با مرامم برگمو دادم بهش.قرار بود رو برگه اسم ننویسیم.اما این غزال خانوم اسمشو با خط درشت و نستعلیق خوانا نوشه بود!(حالا قبل از این اصلا نمی شد خطشو خوند!)
معلم هم ما رو در حال برگه عوض کردن دید و ب هر دو مون گفت برگه هاتون رو بدین!منم ب خیال اینکه غزال هم مثل من اسم ننوشته برگمو با اعتماد ب نفس دادم به خانوم حیدری.بعد دیدم غزال داره عین ی حیوون با وفا نگام می کنه!فهمیدم چ گندی زده!آماده بودم بگم خانوم غلط کردیم که دیدم خیلی محترمانه برگه هامون رو بهمون پس داد.
دمش گرم با این که فهمید برگه عوض کردیم چیزی بهمون نگفت و تازه بلند بلند جلو چشمش من ب رفیقم جوابا رو گفتم و ما تونستیم با هزار بد بختی کاری کنیم غزال بشه ۱۸.
حالا همچین معلمی لایک نداره عایا؟
از همین تریبون جا داره بگم سر کار خانوم مریم حیدری،دبیر مطالعات اجتماعی مدرسه نمونه دولتی بهرام رزمی شیراز،دمت گرم!از طرف سارا و غزال!
^_^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.