چ
چی بگم ۱۱ سال پیش
جوک

6-5 سال پیش خونه ما مجتمع بود و تو هر مجتمع 15 واحد آپارتمان بود ما طبقه اول بودیم.
یه روز می خواستم برم بالای پشت بام آنتن ماهواره رو درست کنم الکی(رفته بودم سیب زمینی از انباری بیارم) طبقات خیلی شبیه هم بود، موقع برگشت منه داغون تو محاسباتم اشتباه کردم و به جای طبقه اول رفتم طبقه دوم زنگ واحد شبیه به خودمونو زدم.
از قضا خانم همسایه که منتظر کسی بود بنده خدا درو باز کرد و دیگه نگاه نکرد کیه پشت در....
رفتم تو یعنی دو تامون قبض روح شدیم یه جیغ بنفش از اونو یه جیغ خرکی از من....
بعدشم پریدم بیرون و دمپایی هامو گرفتم دستمو مثه بز کوهی از پله ها امدم پایین.
از اون روز به بعد سعی کردم دیگه اون خانومو کلا کلیه وابستگانشو نبین�
خواهشا بیشتر دقت کنید دوستااااااااااااان

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.