د
دختر همسایه ۱۱ سال پیش
جوک

روزی مرد معتادی هنگام اذان مغرب سیگار میکشید
در همان هنگام بچه هایش داشتند وضو میگرفتند که به مسجد بروند
پدربزرگشان که روی تخت نشسته بود منظره را تماشا میکرد.
رو به پسر معتادش کرد و گفت ؛
توخجالت نمیکشی ؟
بچه هایت دارند به مسجد می روند و اونوقت تو داری سیگار میکشی ؟
مرد معتاد رو به پدرش کرد و گفت :
دیدی فرق تربیت من و تربیت خودت رو ! ؟
پدر بزرگ که اشک در چشمانش جمع شده بود
سیگار رو از دست پسرش گرفت و کرد تو چشاش تا دیگه با بزرگتر خود این گونه صحبت نکند !!! :)

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.