m
maneli ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیای من اینه که
با مامان بابام دعوام شه از خونه فرار کنم خواننده شم،
بعد خعلی معروف و پولدار بشم،در حالی که تو استخر پسته شناورم خبر نگارا بیان بهم بگن:
یه دهن افتخار میدین؟!؟
بعد یه نگاه عاقل اندر سفیهه بندازم شروع کنم با مهراد هیدن به یاد دوران طفولیت بخونیم:
امتحانامون،،،،،هماهنگه،
وحشت و سختی،،،،،توی چشمامه،
گند زدیم ما به،،،،،امتحانامون،
هیچی نخوندیم ما،از رو کتابامون!
بعد با یه بغل پسته سوار پراید نوک مدادیم بشیم و گازو بگیریم بریم تو عمود تا ترافیک نشده...
بعله،همچین آدم آینده نگری هستم!خخخ!

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.