e
eh3an ۱۱ سال پیش
جوک

من مهندس برق هستم ولی خب به علت نبود کار در زمینه استخدامی و این داستانا در زمینه های ساختمانی و امنیتی کار میکنم خداروشکر
بگذریم من آیفون خونمون و نصب کرده بودم و قفل دربازکنشم وصل کردم عید شدو مهمونا کرور کرور میومدن و میرفتن و موقع رفتن زززززززززززارت! در و از زنجیر میکشیدن که باز شه!!! :-I که زنجیر کنده میشد!!!o.O منم میرفتم درست میکردم و رومم نمیشد بگم د آخه لااااامصب در و از زنجیر نکش!! آخه آقا آخه جناب جذاب زیبا آخه ششششششششششتر....
خلاصه این تعطیلات کارما شده بود رگلاژ در اصن موقع رفتن مهمونا منم باهاشون میرفتم یه انبر دستم گوشه راه پله گذاشته بودم دیگه! *.*
تا اینکه...
بععععععععله :D خانواده عمو داشتن میرفتن و عمو همینکه زنجیرو زززززززززززات کشید منم محکم زدم پس کله پسر عمو :-Iکه د آخه پسر بی شعوووووور چرا از زنجیر میکشی آی هوارررررر آی فغغغغغغغغغان پسر عموی منم مات و مبهوت پس کلشو گرفته بود و منو نگاه میکرد (تو جیبشم نامرد پره آجیل کرده بود که منم موقع بازدید جبران مافات کردم نگران نباشید)گف بابام درو کشید من نبودم که عمومم از اون ور خوابوند پس کلش گفت راس میگه دیگه نکبت درو از زنجیر باز مکیکنن که گمشو برو
از اینجا بود که دیگه انبردست من به جعبه ابزارم بازگشت....

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.