ا
امیرحسین ۱۱ سال پیش
جوک

اولین روزی که رفته بودم دبیرستان خیلی دلم گرفته بود... نه دوستی داشتم نه هیچی آخه از دوستای راهنمایی م هیچ کدوم نیومده بودن اون مدرسه. سر کلاس (چون بچه درس خون بودم و قدم هم کوتاه بود!!!) ردیف اول نشستم. معلمه که اومد دید صندلیش خاکیه. به من گفت برم از دفتر یه دستمال بگیرم. منم که اعتماد به نفسم پایین بود با استرس فراوان رفتم دفتر و دستمال رو گرفتم. وارد کلاس که شدم دستمال رو به طرف معلم گرفتم و گفتم بفرمایید!!! و برگشتم بنشینم سرجام. یه هو دیدم خنده ی بچه ها رفت هوا: خودت باید تمیز کنی. من نگاهی به معلم انداختم دیدم ضایع شدم برگشتم بگیرم ازش لبخندی زد و گفت: نمی خواد بنشین. خداییش معلم خوب کم نیست. برای من که کم نبود! اوناای که قبول دارن لایک کنن.

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.