جوک

دیروز داشتم لباسام و عوض میکردم که بابام با صدای بلند ازون اتاق گفت:پسر رمز لپ تاپت چیه؟؟!!
گفتم میخوای چیکار؟
گفت میخوام قبض و پرداخت کن�
گفتم الان خودم میام میزنم :-D
گفت نه تو زود حاضر شو دیر شده
گفتم خب چرا با کامپیوتر نمیری؟
گفت اه
بگو دیگه
اون طول میکشه بیاد بالا
من دیدم دیگه چاره نیست :-D
شروع کردم رمز و داد زدن ازون اتاق :-D
بابام:این که شبیه کد ملیه :|
مامانم:کد ملی؟؟ :|
بابام:کد ملیه کیه پسر؟؟ :|
من:تلویزیون و :-D
اههههههههههههه حیات وحشه
پنگوعن هارو :-D
بابام: :|
مامامنم: :||||
داداش کوچولوم: :))))))
چه شانسی آوردم چیز ناجوری نبود رمزم :-D

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.