سر مسابقه والیبال ایران-صربستان مامانم و به من:
_ روی مبل نشین آنتن نمیده!
حالا رفتم نشستم رو زمین
_ رو زمین نشین,سرده!
وایسادم دارم بازی رو نیگا میکن�
_ چرا مثل مجسمه وایسادی منو نگاه میکنی؟
_ پس چیکار کنم؟o_O
_ برو ظرفا رو بشور!!
حالا مامانم رو به خواهر�
_ چایی میخوری مامان؟
_ آره!!!
بعد رو به من
_ برو دو تا چایی بریز!!!
من:o_O
من برم تا بهم نگفته خونه رو هم تمیز کنم!
خدایی اگه کسی دخترشو گم کرده , بگه!